هر که شد از سر اخلاص عزادار حسین
نام او ثبت نمایند به طومار حسین
ای خوش ان پاک سرشتی که غم خود بنهاد
شد در این عمر پریشان دل و غمخوار حسین
ای خوش ان کس که حسینی شد و از روی خلوص
پیروی کرد ز اندیشه و افکار حسین
گر بخوبان جنان فخر فروشند رواست
روز محشر همه یاران وفادار حسین
یا رب این منصب شاهانه ز ما باز مگیر
تا که پیوسته بمانیم عزادار حسین
گر چه هستیم گنه کار خدایا مگذار
در قیامت دل ما حسرت دیدار حسین
وقتی اندیشههای پریشان کننده درباره همسرتان و رابطهای که با او دارید پابرجا و محکم میشوند میتوانند ازدواج شما را به مخاطره بیندازند، آیا خود را یک قربانی و یا یک حقبهجانب تلقی میکنید؟ در این صورت بدانید که شرایط را برای کلافه کردن خود مهیا میسازید...
در زندگی زناشویی تا پیش از آنکه شناخت دقیقی از روحیات، حالات، عواطف، نگرشها و ارزشهای طرفین حاصل شود و هریک از طرفین این رابطه نوع انتظارات و توقعات خود را از یکدیگر روشن کنند در معرض عوامل تهدید کننده بسیاری است.
در مقاله زیر برخی از این عوامل تهدید کننده و خطرساز و راههای برطرف کردن آنها مرور شده است.
اگر شما یا همسرتان در زمینه انتقاد مشکلاتی دارید بدانید که زندگی زناشویی شما در خطر است. وقتی مورد انتقاد قرار میگیرید احساس میکنید اشکالی در شما وجود دارد از اینرو ممکن است دلگیر شوید و رنجش به دل بگیرید. واکنش مثبت نشان دادن به انتقاد هم هرگز ساده نیست زیرا به شخصیت شما حمله شده است.
اگر با انتقاد کننده موافقت کنید و نظرش را بپذیرید در واقع در حمله به خودتان شریک او شدهاید و اگر انتقاد را نپذیرید حالت تدافعی پیدا میکنید. جواب سازنده دادن به انتقاد بسیار دشوار است.
درمان: برای برخورد با آثار مخرب انتقاد باید نظر خود را بهگونهای با همسرتان در میان بگذارید که او آن را حمله به خود تلقی نکند. باید مشخصتر صحبت کنید و حتیالمقدور آن را به شکل گلایه مطرح سازید.
تحقیر و اهانت نابودکننده عشق در ازدواج است؛ پس بهتر است که شما و همسرتان به یکدیگر احترام بگذارید و تا حد امکان در مقام تحقیر کردن یکدیگر نباشید. کسی که تحقیر میشود و مورد اهانت قرار میگیرد به احساسی از خشم و بیارزش بودن میرسد. زندگی کردن با کسی که به شما توهین میکند بسیار دشوار است.
درمان: زن و شوهر هرکدام از تحقیر و اهانت استفاده میکنند باید این روش را کنار بگذارند و بهجای آن تا حد امکان از روش تاییدآمیز و تعریف و تحسین استفاده کنند. باید کاری کنید که نسبت مثبتها به منفیها در زندگی زناشویی شما افزایش یابد.
اگر به این نتیجه رسیدید که شما رفتار تدافعی ندارید اما همسر شما از رفتار تدافعی استفاده میکند ممکن است کاملاً با خود صادق نبوده باشید. رفتار تدافعی اغلب یک خیابان دوطرفه است و نشانههایی از ترس و هراس را در خود دارد. به عبارت دیگر کسی که از یک حمله احتمالی، واقعی یا خیالی میترسد رفتار تدافعی اتخاذ میکند.
درمان: آرام شدن و آرام گرفتن نخستین کاری است که باید صورت دهید. اگر شما رفتار تدافعی دارید بعید نیست تحت تاثیر رفتار منفی همسرتان کلافه شدهاید. در این صورت لازم است که به خود آرامش بدهید و به اندیشه خود دقیق شوید و نشانههای ناراحتی درونی را پیدا کنید.
وقتی که کسی در برابر شما سکوت میکند ممکن است به این نتیجه برسید که همسرتان سرد، بیعاطفه و حتی با احساس برتری است. احساس میکنید که همسرتان به شما واکنش نشان نمیدهد و برای احساساتتان بهایی قایل نیست. احساس میکنید به شما بیاعتنایی میکند و بیتوجه شما را زیرپا میگذارد.
اما سکوتکنندگان اغلب خود را خنثی و بیطرف توجیه میکنند اما خودشان را منفی نمیدانند. کسی که سکوت میکند میخواهد خودش را از ماجرا بیرون بکشد، میخواهد به آرامش برسد و حتی فرار را بر قرار اختیار کند.
اما در مورد ازدواجهایی که زن و شوهر هر دو از سیاست سکوت استفاده میکنند باید گفت که فروپاشی ازدواج در این نوع خانوادهها بسیار زیاد است.
درمان: باید قبل از هر کاری، سعی کنید به آرامش برسید. باید بیاموزید که به شکلی غیرتدافعی گوش بدهید و صحبت کنید.
وقتی اندیشههای پریشان کننده درباره همسرتان و رابطهای که با او دارید پابرجا و محکم میشوند میتوانند ازدواج شما را به مخاطره بیندازند، آیا خود را یک قربانی و یا یک حقبهجانب تلقی میکنید؟ در این صورت بدانید که شرایط را برای کلافه کردن خود مهیا میسازید. طرز فکر شما، حتی اگر درباره آن با کسی صحبت نکنید روی برخوردی که با همسرتان میکنید تاثیر میگذارد.
درمان: ابتدا باید این انگارههای فکری را شناسایی کنید. باید هر وقت به سراغتان میآیند مچ آنها را بگیرید. بعد باید بدانید که مجبور نیستید این افکار را باور کنید، میتوانید آنها را تغییر دهید.
اگر احساس میکنید که کلافه شدهاید، ممکن است بخواهید از همسرتان دوری کنید و گاه بیآنکه این را متوجه شوید چنین کاری میکنید. اگر فکر میکنید مسایل زندگی شما جدی هستند، ممکن است امیدتان را به آن از دست بدهید. اگر احساس میکنید صحبت با همسرتان در این مورد بیفایده است در جهت نومیدی و دلسردی حرکت میکنید و اینگونه ممکن است نتوانید بر مشکلات خود غلبه کنید.
درمان: مشکلی که در این میان وجود دارد، همان کلافه شدن است. اگر بتوانید این احساسات را در خود ملایم کنید، راه را برای اصلاح شرایط دشوار خود هموار میکنید.
با رعایت توصیه های زیر می توانید رابطه ای رضایت بخش و دور از تحقیر و سرزنش با همسرتان برقرار کنید:
مشخص حرف بزنید: رسیدگی به خبرها و اظهارات عینی و ملموس، آسان تر از رسیدگی به حرفهای انتزاعی و کلی است. با مشخص حرف زدن می توانید افکارتان را روشن کرده و احتمال به توافق رسیدن را بیشتر کنید.
من – پیام بدهید. جمله خود را با ضمیر" من" آغاز کنید و احساساتتان را بیان کنید. به این ترتیب مسئولیت رفتارتان را می پذیرید و از سرزنش کردن همسرتان پرهیز می کنید.
حکم های مطلق را کنار بگذارید: به کار بردن کلماتی مثل" همیشه"، "هرگز"، نباید" و .. مشکل را بزرگ جلوه می دهد و جایی برای خطای انسانی نمی گذارد. پس از بیان چنین کلماتی خودداری کنید.
راه حل ها همیشگی نیستند. هیچ راه حلی لزوما مادام العمر و همیشگی نیست. وقتی راه حلها آزمایشی باشند طرفین بیشتر به توافق می رسند. با یکدیگر عهد ببندید به توافق تان عمل کنید. مدتی به آن عمل کنید سپس آن را مورد ارزیابی قرار دهید و در صورت لزوم تغییراتی در آن ایجاد کنید.
هر بار یک مساله را حل کنید: بعضی از زن و شوهرها می خواهند در آن واحد چند مشکل را حل کنند. انها با این کار تنش رابطه را بیشتر می کنند. راه حلها را به صورت گام های کوچک اجرا کنید. صبور باشید! هر بار مشکل مشخصی را مطرح کنید.
تغییر، زمان می برد: یکسره تلاش کنید. عادات قدیمی و افکار کهنه یک دفعه عوض نمی شود. صبر داشته باشید.
فکر و احساس خود را باز گو کنید. حتی وقتی فکر یا احساس شما غیر واقع بینانه و خودخواهانه به نظر می رسد هم از مطرح کردن آن نترسید. گاهی اوقات پس از طرح فکر و احساس خود از این که می فهمید همسرتان فلان چیز را در مورد شما نمی دانسته تعجب می کنید.
یادبگیرید عادات خود را کنار بگذارید: توجیهات و استدلالهای مخرب و بی ثمر خود را بشناسید و کنار بگذارید. در عوض سعی کنید بفهمید بیشتر درباره چه چیزهایی بگومگو می کنید. مصالحه اثر بخش اگر چه ایده آل نیست ولی از راه حل بی نظیری که به همسری متنفر تحمیل شده باشد، بهتر است . بردن در بحث ها و بگو مگوها، شادی و آرامش نمی آورد.
خانواده را کانون مودت و رحمت معرفی می کنند و زن و شوهر براساس مهرورزی و دلسوزی با هم زندگی می کنند و در حقیقت دوگانگی را در همه ابعاد تا آنجایی که می توانند از بین خود برمی دارند.
خانواده مطلوب، خانواده ای است که زن و شوهر و در پی آن فرزندان، احساس آرامش کنند . لذا در خانواده ای که در آن نیازهای انسان برآورده شود و زن و شوهر بتوانند نیازهای مختلف روحی، عاطفی، جسمی و جنسی خود را با کمک یکدیگر برآورده سازند، این آرامش حاصل می شود. لذا اگر فرهنگ ازدواج به درستی در جامعه تبیین و تبلیغ شود آسایش و آرامش جامعه را در پی خواهد داشت. در فرهنگ اسلامی «آسایش» مصداق راحتی جسم و «آرامش» مصداق راحتی روح آدمی را در برمی گیرد و این دو فقط با یک ازدواج موفق که مطابق با آموزه های دینی باشد؛ با یکدیگر توام خواهد بود.
افراد بسیاری هستند که در انتخاب همسر خود اعتقادات را در اولویت های بعدی قرار داده و به خیال خود گمان می کنند این عامل نقش چندان موثری در روابط آنها با همسرشان ندارد . در حالی که اعتقادات هر فرد می تواند ارزش ها و خوب وبد شخصیت او را شکل دهد و در مجموع این اعتقادات است که ایدئولوژی و نگرش افراد را نسبت به زندگی می سازد.
اختلافات عقیدتی و ارزشی می تواند به صور مختلفی پدید آید . آنچه مسلم است این که اگر انتخاب هایی شایسته و بجا و با دقت نظر انجام پذیرد می تواند درصد بالایی از اختلافات و ناسازگاری های بعدی را حذف نموده و ثبات زندگی مشترک را تضمین نماید . در برخی اوقات نیز این نوع اختلافات به تغییرات پس از ازدواج و رویدادهای آن زمان برمی گردد که البته احتمال چنین وقایعی اندک است .
ازدواج بسیار فراتر از یک انتخاب کالا و یا خریداری یک جنس مورد نظر است . ازدواج علاوه بر همراهی ظاهری به پیوند روح افراد منجر می شود و در این پیوند رشد و ارتقاء طرفین نقشی مهم واساسی را در هرچه عمیق تر شدن آن ایفا می کند. اما در این میان افرادی هستند که مصرانه در پی ایجاد تغییرات در همسر خود می باشند .
در مقالات متعدد در مورد لزوم پذیرش همسر بحث شده و مطالبی ارائه گردیده است . در این مطلب قصد نداریم باز هم در مورد مضرات عدم پذیرش صحبت کنیم بلکه سعی داریم شما را با خصوصیات افرادی آشنا کنیم که بیش از دیگران در صدد تغییر همسر خود هستند و سپس راهکارهای مفیدی را برای چگونگی مواجهه با اختلافات فکری و عقیدتی برای شما بیان کنیم .
کمال گرا ها :
افراد کمال گرا ، شخصیت هایی هستند که در هر تصمیم خود به بهترین ها فکر می کنند و به هیچ وجه پذیرای نواقص و یا مغایرتهایی با میل درونی خود نیستند . آن ها هر موضوعی را در بهترین وضعیت ممکن می خواهند و در بسیاری مواقع حتی از اقدام خود بدلیل ترس از بهترین نشدن صرف نظر می کنند. این افراد در ازدواج نیز با مشکل انتخاب مواجهند و چنین امری برای آنها سخت و دشوار است. همچنین آنها حتی پس از انتخاب هم درصددند تا اشکالات موجود را رفع نمایند و همسر خود را به کمیاب ترین ها تبدیل کنند.کاری که البته غیر ممکن است.
افراد با اعتماد به نفس ضعیف:
افرادی که ضعف شدیدی در اعتماد به نفس خود دارند به میزان بالایی در پی کسب تایید از اطرافیان خود هستند . اینان به صورت مداوم سعی دارند آن طوری رفتارکنند که اطرافیان می پسندند. آن طوری زندگی کنند که تایید و تمجید دیگران را دریافت کنند . بهتر است بگوییم آنها به خاطر دیگران زندگی می کنند و کمتر زمانی خودشان هستند . این افراد در مواجهه با همسرشان نیز چنین توقعاتی دارند و مدام از همسر خود انتقاداتی مبنی بر تغییر برای شبیه شدن به دیگران و مورد رضایت آنها قرار گرفتن را دارند.
افراد با اعتماد به نفس کاذب:
بسیاری از افراد فکر می کنند از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند در حالی که درون آنها ضعف وسیع و ناتوانی گسترده ای وجود داشته و برای جبران این کمبودهای درونی سعی دارند قدرت و سلطه خود را برای تغییر همسر نشان دهند.
سطحی نگرها:
با وجود این که روان شناسان سعی دارند به جوانان بیاموزند از سخت گیری و افراط در انتخاب بپرهیزند ، اما به هیچ عنوان سطحی نگری و عدم دقت را به آنها توصیه نمی کنند . هر انتخاب مستلزم دقت بجا و شناخت و آگاهی است . افرادی که با بهانه راحت گیری و ممتنع بودن به زندگی مشترک وارد می شوند ممکن است پس از ازدواج با تفاوت ها و اختلافات فراوانی روبرو شوند که با یک شناخت بجا می توانست پیش از ازدواج خود را نمایان سازد.
کمی فکر کنید اگر جزو آن دسته از همسرانی هستید که مشغله اصلی شما ایجاد روال نو و تازه در رویه های همسرتان است باید خود را در یکی از این چهار گروه بیابید . و در وهله نخست به اصلاح و تغییر خود بپردازید.
الگوی مواجهه با اختلافات اعتقادی از دیدگاه مذهب: پذیرش، انعطاف، ارتقاء
اختلافات فکری و عقیدتی، از واقعیت های زندگی زناشویی است لذا پرسش این است که در مواجهه با این پدیده چه باید کرد؟ پیش از پرداختن به این مسئله، چند اصل پایه را باید مورد توجه قرار داد: یکی اینکه حفظ خانواده و پاسداری از آن، از اصول اساسی می باشد و جز در مواردی خاص، نباید اجازه داد تا کانون خانواده از هم پاشیده شود. دوم اینکه فراتر از حفظ، کارآمدی خانواده احساس رضایت از زندگی و سکونت و آرامش در خانواده نیز نباید فراموش شود و سوم اینکه همه اینها در حالی است که در محدوده دین قرار داشته باشد؛ به این معنا که تا جایی دو اصل پیش گفته مورد تأیید است که موجب از دست رفتن دین نشود. حفظ خانواده نباید به قیمت از دست دادن دین تمام شود.
با این توصیف، به بیان الگوی مواجهه با اختلافات می پردازیم:
تفاوت ها را به رسمیت بشناسید
از روش «ارتقای نرم» استفاده کنید
مدارا کنید
در فرهنگ اسلامی، مدارا کردن واکنشی مناسب به تضادها و اختلاف ها دانسته شده است. مدارا یعنی نرمی و انعطاف پذیری در برابر اختلاف ها و تضادها. سرسختی در برابر اختلاف ها و تضادها موجب بروز درگیری و همسر آزاری می گردد. مدارا و سازگاری یک توانمندی است. همسران موفق کسانی هستند که با پرهیز از خودخواهی و تعصب، در تفاوت ها و زمینه های اختلاف، سازگاری نشان داده و از بروز مشکل در روابط جلوگیری می کنند. اگر همسران بخواهند بر مواضع خود پافشاری کرده و نظر خود را به دیگری تحمیل کنند، عواطف منفی آنان نسبت به یکدیگر برانگیخته می شود.
امام صادق (ع) زن سازگار را از جمله عوامل خوشبختی شمرده است. (الکافی، ج 5، ص 258) بنابراین، در برابر اختلافات اعتقادی با همسر خود انعطاف داشته باشید و سخت نگیرید تا احساس آرامش و رضامندی را تجربه نمایید. سعی کنید مسائل اختلافی را از دایره امور زناشویی و خانوادگی دور نگه دارید و با آن پیوند ندهید تا زندگی تان آسیب نبیند. گاه حساس کردن امور سبب می شود تا حس لجبازی تحریک شود و ناخودآگاه بر اشتباه خود اصرار ورزد و در مسیر نادرست بیشتر پیشتر رود و فاصله را بیشتر سازد.
البته مدارا به معنی دست کشیدن از باورها و ترک رفتارها نیست. رسول خدا(ص) با طرح این ایده می فرماید: «با اخلاق خود، با مردم، نیکو معاشرت کنید (کنار بیایید) تا از گزندهایشان در امان بمانید؛ ولی در اعمالتان، از آنها جدا باشید تا جزو آنان نباشید.» (تنبیه الخواطر: ج 2) .
خلاصه ی سخن تا اینجا این است که الگوی مواجهه با اختلافات فکری و عقیدتی را ترکیبی از «پذیرش – ارتقاء – انعطاف» تشکیل می دهد.
توجه توجه !!! بر سر اصول معامله نکنید
امام سجاد(ع) همسری داشتند که به وی خیلی علاقه داشتند. خبر به ایشان رسید که وی به امیرالمؤمنین(ع) دشنام می دهد. وقتی حضرت از این امر مطمئن شدند، وی را طلاق دادند و فرمودند: خوش نداشتم پاره ای از آتش دوزخ با بدنم تماس داشته باشد (الکافی: ج 5).
از باور های غلط دوری کنید
حیف است که محل آرامش و زندگی زناشویی خود را به یک میدان مبارزه تبدیل کنید!